معنی way (اسم) به فارسی

تلفظ لغت انگلیسی way


دانلود فایل صوتی این کلمه / لغت انگلیسی

اولین معنی لغت انگلیسی way

معنی اول کلمه / لغت انگلیسی way «متد، سبک یا روش و نحوه انجام کاری» است. کلمه / لغت way در این معنای خود قابل جمع بستن است و بنا بر این، ممکن است در خیلی از موارد به صورت ways بیاید.

 

مثال اول از اولین معنی این لغت انگلیسی

That’s not the right way to hold a pair of scissors.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(“این” یا “آن”) روش درست / راه درست / نحوه درست نگه داشتن / در دست نگه داشتن / در دست گرفتن (یک) قیچی نیست.» یا «روش / راه / نحوه درست گرفتن / درست نگه داشتن / درست در دست گرفتن (یک) قیچی این طوری / این طور نیست.» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری شبیه این ها.

 

مثال دوم از اولین معنی این لغت انگلیسی

این مثال از کاربرد کلمه / لغت انگلیسی way غیر رسمی است و برای اظهار ناراحتی و نفرت از چیزی یا انتقاد کردن از آن استفاده می شود.

That’s no way to speak to your mother!

 

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(“این” یا “آن” یا “این طوری” یا “آن طوری”) روش درست / راه درست صحبت کردن با مادرت نیست!» یا «درست نیست (که) این طوری / آن طوری / این جوری / آن جوری با مادرت صحبت کنی / حرف بزنی!» یا جمله های فارسی روان دیگری مانند این ها.

 

مثال سوم از اولین معنی این لغت انگلیسی

این مثال از کاربرد کلمه / لغت انگلیسی way هم غیر رسمی است و برای اظهار ناراحتی و نفرت از چیزی یا انتقاد کردن از آن استفاده می شود.

I’m not happy with this way of working.

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«(من) از این جور / طور / نحوه / روش کارکردن راضی نیستم / خوشحال نیستم.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این.

 

مثال چهارم از اولین معنی این لغت انگلیسی

این مثال هم غیر رسمی است و جمله هایی مانند این نیز برای بیان نارضایتی یا انتقاد کردن از چیزی به کار می روند.

It’s not what you say, it’s the way that you say it.

 

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«چیزی که می گویی مهم نیست، [بلکه] این که چطور / چطوری / چگونه می گویی مهم است.» یا «چگونه / چطور / چطوری گفتن است که مهم است، نه چیزی که / آنچه که می گویی.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این ها.

 

مثال پنجم از اولین معنی این لغت انگلیسی

I hate the way she always criticizes me.

 

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«(من) متنفرم از اینکه او (اشاره به شخص مؤنثی است) همیشه این طور / این طوری / این جور / این جوری از من ایراد می گیرد / از من انتقاد می کند / به کارهای من ایراد می گیرد / از کارهای من انتقاد می کند.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این.

مثال ششم از اولین معنی این لغت انگلیسی

I told you we should have done it my way!

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«(من) به تو / بهت گفتم که باید این کار را به روش / نحوه من انجام می دادیم!» یا «(به تو / بهت) گفتم که باید این کار را به روش / نحوه من انجام می دادیم!» یا «(من) گفتم که باید این کار را آن طوری / آن جوری / به آن روشی که (من) گفتم، انجام می دادیم!» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این.

 

مثال هفتم از اولین معنی این لغت انگلیسی

Infectious diseases can be acquired in several ways.

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«بیماری های مسری می توانند به چندین روش / نحوه / راه [مختلف، افراد] را مبتلا کنند.» یا «چندین روش / نحوه / راه [مختلف] هست که از طریق آن ها [افراد] می توانند به بیماری های مسری مبتلا شوند / ابتلا پیدا کنند.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این ها.

مثال هشتم از اولین معنی این لغت انگلیسی

I generally get what I want one way or another.

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«(من) معمولاً یک جوری / یک طوری / هر طور که شده / هر جوری که شده چیزی را که / آنچه را که بخواهم به دست می آورم.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این.

دومین معنی لغت انگلیسی way

معنی دوم کلمه / لغت انگلیسی way «نحوه ای / طرزی خاص از رفتار» است. لغت way در این معنای خود نیز قابل جمع بستن است و بنا بر این، در خیلی از موارد به صورت ways دیده می شود.

 

مثال اول از دومین معنی این لغت انگلیسی

They grinned at her in a friendly way.

 

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(آن ها) به صورت / نحو / طرز دوستانه ای به او (اشاره به شخص مؤنثی است) لبخند زدند.» یا «(آن ها) به صورت / به نحو / به طرز دوستانه ای / صمیمانه ای (به او) لبخند می زدند.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این. توضیح اینکه، grin معمولاً به معنای «نیشخند زدن» است که نوعی خنده به قصد مسخره کردن طرف مقابل است اما از آنجا که در این جمله از صفت friendly استفاده شده است، معنای آن فرق می کند و معنی آن «لبخند دوستانه» است. فعلاً فقط کافی است که بدانید grin خنده ای است که به صورت لبخند و بی صدا است ولی معمولاً وقتی کسی چنین لبخندی می زند، آن قدر دهانش باز می شود که کاملاً می توان دندان های او را دید!

 

مثال دوم از دومین معنی این لغت انگلیسی

It was not his way to admit that he had made a mistake.

 

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

ترجمه این جمله انگلیسی به زبان فارسی روان خودمان که مفهوم و معنای جمله انگلیسی را به طور کامل برساند می شود «او (اشاره به شخص مذکری است)، هیچ وقت رسم / عادت نداشت (که) اقرار کند (که) اشتباهی مرتکب شده است.» یا «رسم و عادت او نبود که به اشتباهی که مرتکب شده است، اقرار کند.» یا جملات / جمله های فارسی روان دیگری مانند این ها.

مثال سوم از دومین معنی این لغت انگلیسی

Don’t worry if she seems quiet–it’s just her way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«نگران نباش اگر به نظرت او (اشاره به شخص مؤنثی است) ساکت / کم حرف / بی سر و صدا می آید؛ روش / رسم / راه و رسم / عادت او همین است.» یا «روش / راه و رسم / عادت / عادت همیشگی / طرز رفتار / نحوه رفتار او این است که ساکت / کم حرف / بی سر و صدا باشد؛ نگران نباش [اگر این نوع رفتار به نظرت عجیب می آید].» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این ها.

مثال چهارم از دومین معنی این لغت انگلیسی

He was showing off, as is the way with adolescent boys.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«او (اشاره به شخص مذکری است) داشت جلب توجه می کرد / خودش را نشان می داد، همان طور که رسم / عادت / طرز رفتار / نوع رفتار [همه] پسران / پسرهای نوجوان است.» یا «همان طور که [همه] پسرهای / پسران نوجوان عادت دارند / رفتارشان این طوری است که / رسم و عادتشان این است که خودی نشان بدهند، او هم داشت جلب توجه می کرد / توجه دیگران را به خود جلب می کرد.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این ها.

 

سومین معنی لغت انگلیسی way

معنی سوم کلمه / لغت انگلیسی way که همیشه به صورت جمع (یعنی ways) به کار می رود، «راه و رسم / سنت گروهی خاص از مردم / افراد» است.

مثالی از سومین معنی این لغت انگلیسی

After ten years I’m used to the strange British ways.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«بعد از ده سال، (من) به رسم و رسوم / عادت های / سنت های عجیب و غریب انگلیسی ها / مردم انگلیس / افراد انگلیسی / اشخاص انگلیسی عادت کرده ام!» یا «به (این) سنت های / رسم و رسوم / عادت های عجیب و غریب انگلیسی ها / بریتانیایی ها / مردم انگلیس / مردم بریتانیا، بعد از ده سال عادت کرده ام / خو گرفته ام / اخت شده ام!» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری شبیه این ها.

چهارمین معنی لغت انگلیسی way

معنی چهارم کلمه / لغت انگلیسی way که قابل جمع بستن است ولی معمولاً به صورت مفرد به کار می رود، «راه یا مسیری است که طی می کنیم تا به جای خاصی برسیم».

مثال اول از چهارمین معنی این لغت انگلیسی

the best way from A to B

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«بهترین راه / بهترین راه برای رسیدن / بهترین مسیر / بهترین مسیر برای رسیدن از (محل) A به (محل) B» یا عبارت های / عبارات فارسی روان دیگری که دقیقاً همین مفهوم را برساند.

مثال دوم از چهارمین معنی این لغت انگلیسی

the quickest way from A to B

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«نزدیک ترین / سریع ترین راه / مسیر رسیدن از (محل) A به (محل) B» یا عبارت های / عبارات فارسی روان دیگری مانند این که همین مفهوم را به طور کامل و دقیق برساند.

مثال سوم از چهارمین معنی این لغت انگلیسی

the shortest way from A to B

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«نزدیک ترین / کوتاه ترین راه / مسیر رسیدن از (محل) A به (محل) B» یا عبارت های / عبارات فارسی روان دیگری مانند این که همین مفهوم را به طور کامل و دقیق برساند.

مثال چهارم از چهارمین معنی این لغت انگلیسی

Can you tell me the way to Times Square?

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«می توانی / می توانید / می شود راه / مسیر میدان تایمز را به من بگویی / نشان بدهی / بگویید / نشان بدهید؟» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری مانند این که همین مفهوم را به طور کامل و دقیق برسانند.

مثال پنجم از چهارمین معنی این لغت انگلیسی

to ask someone the way

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«پرسیدن (“این” یا “آن”) مسیر / راه از کسی» یا «از کسی (“این” یا “آن”) مسیر / راه را پرسیدن» یا عبارت های / عبارات فارسی دیگری که دقیقاً و کاملاً همین مفهوم یا معنی را برساند.

مثال ششم از چهارمین معنی این لغت انگلیسی

We went the long way around.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(ما) مسیر / راه طولانی / طولانی تر / دورتر را طی کردیم.» یا «(ما) از مسیر / راه طولانی تر / دورتر / طولانی / دور رفتیم / می رفتیم.» یا عبارت های / عبارات فارسی دیگری که دقیقاً و کاملاً همین مفهوم یا معنی را بدون هیچ کم و کاستی برسانند.

پنجمین معنی لغت انگلیسی way

معنی پنجم کلمه / لغت انگلیسی way «مسیری است که کسی یا چیزی دارد آن را طی می کند.» یا «مسیری است که کسی یا چیزی دارد طی می کند به شرط اینکه هیچ کس یا هیچ چیزی مانع حرکت آن شخص یا آن چیز نشود.». کلمه / لغت way در این معنی خود هم قابل جمع بستن است ولی معمولاً به صورت مفرد دیده می شود.

مثال اول از پنجمین معنی این لغت انگلیسی

Get out of my way! I’m in a hurry.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«از سر راهم برو کنار / بروید کنار! (من) عجله دارم.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری شبیه این.

مثال دوم از پنجمین معنی این لغت انگلیسی

Riot police with shields were blocking the demonstrators’ way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«پلیس ضد شورش / پلیس های ضد شورش / [افسران] پلیس ضد شورش که سپر / محافظ (در دست) داشتند، داشتند راه / مسیر (عبور) تظاهر کنندگان / تظاهرات کنندگان را سد می کردند / می بستند / بند می آوردند.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری شبیه این که مفهوم مورد نظر را به طور کامل و درست برسانند.

مثال سوم از پنجمین معنی این لغت انگلیسی

We fought our way through the dense vegetation..

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(ما) با تلاش و تقلای زیاد، راهمان / مسیرمان را از میان گیاهان متراکم / فشرده / پرپشت باز کردیم / باز می کردیم.» یا جمله های / جملات روان فارسی دیگری مانند این.

مثال چهارم از پنجمین معنی این لغت انگلیسی

Unfortunately they ran into a snowstorm along the way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«متأسفانه (آن ها) در مسیر (خود) / مسیرشان به طوفانی همراه با (بارش) برف / طوفانی از برف برخوردند / برخورد کردند.» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری مانند این.

ششمین معنی لغت انگلیسی way

معنی ششم کلمه / لغت انگلیسی way «جاده ای / مسیری / خیابانی است که بتوان از آن عبور کرد». کلمه / لغت way در این معنی خود نیز قابل جمع بستن است.

مثالی از ششمین معنی این لغت انگلیسی

There’s a way across the fields.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«راهی / مسیری / راه عبوری / مسیری برای عبور در این زمین ها / مزرعه ها هست / وجود دارد.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری شبیه این.

هفتمین معنی لغت انگلیسی way

معنی هفتم کلمه / لغت انگلیسی way برای نام گذاری / اسم گذاری خیابان هایی به کار می رود که اسم خاص دارند. مثلاً، اگر بخواهیم به زبان انگلیسی بگوییم «خیابان شهید مفتح»، برای کلمه «خیابان» در این عبارت که اسم خاص خیابانی است باید از این صورت و معنی کلمه way استفاده کنیم. دقت داشته باشید که از آنجایی که این صورت و این معنی کلمه way برای مشخص کردن اسم خاص خیابان ها استفاده می شود، حتماً باید حرف W اول آن به صورت بزرگ (capital) نوشته یا تایپ شود.

مثالی از هفتمین معنی این لغت انگلیسی

106 Headley Way

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«(پلاک شماره) ۱۰۶ خیابان هِدلی»

هشتمین معنی لغت انگلیسی way

معنی هشتم کلمه / لغت انگلیسی way «یک جهت خاص» یا «در جهتی خاص» است. کلمه / لغت انگلیسی way در این معنی خود نیز قابل جمع بستن است ولی معمولاً به صورت مفرد به کار می رود.

مثال اول از هشتمین معنی این لغت انگلیسی

Which way did they go?

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(آن ها) کدام طرف / از کدام طرف رفتند؟»

مثال دوم از هشتمین معنی این لغت انگلیسی

We just missed a car going the other way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«همین یک کمی وقت قبل / همین یک کم وقت پیش / همین الان / همین حالا ماشینی که داشت از آن طرف / از طرف دیگر می رفت، از دستمان رفت / از دستمان در رفت.»

مثال سوم از هشتمین معنی این لغت انگلیسی

Look both ways before crossing the road.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«قبل از رد شدن از خیابان / جاده هر دو طرف را نگاه کن / نگاه کنید / ببین / ببینید.»

مثال چهارم از هشتمین معنی این لغت انگلیسی

Make sure that sign is the right way up.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«[حتماً] مطمئن شو / مطمئن شوید / دقت کن / دقت کنید / اطمینان حاصل کن / اطمینان حاصل کنید که آن علامت، درست / در جهت درست به طرف بالا قرار گرفته است.» یا «[حتماً] مطمئن شو / مطمئن شوید / دقت کن / دقت کنید / اطمینان حاصل کن / اطمینان حاصل کنید که آن علامت، درست / در جهت درست به طرف بالا است.»

مثال پنجم از هشتمین معنی این لغت انگلیسی

Kids were running this way and that.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«بچه ها داشتند (از) این طرف به آن طرف می دویدند.» یا «بچه ها داشتند این طرف و آن طرف می دویدند.»

مثال ششم از هشتمین معنی این لغت انگلیسی

They decided to split the money four ways.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(آن ها) تصمیم گرفتند که (“این” یا “آن”) پول / پول ها را چهار قسمت کنند / بین چهار نفر تقسیم / قسمت کنند.». همین طور که می بینید، لعت انگلیسی way می تواند معانی غیر معمول و تشبیهی هم داشته باشد که چنین معانی ای از این کلمه را در این مثال و مثال بعدی می بینید.

مثال هفتم از هشتمین معنی این لغت انگلیسی

Which way are you going to vote?

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«به چه کسی / به کدام حزب می خواهی / می خواهید / تصمیم داری / تصمیم دارید رأی بدهی / بدهید؟». همین طور که می بینید، لعت انگلیسی way در این مثال، دیگر کاملاً معنای تشبیهی دارد و اصلاً معنی «طرف» نمی دهد بلکه معنی آن، این است که وقتی چند نفر یا چند حزب مختلف در انتخابات داوطلب شده اند، تصمیم داری به کدامشان رأی بدهی. بنا بر این، به چنین مواردی هم در زبان انگلیسی توجه داشته باشید که کلمه ها / کلمات معنایی غیر از آنچه که انتظار داریم می دهند.

نهمین معنی لغت انگلیسی way

معنی نهم کلمه / لغت انگلیسی way «وسیله ای مانند در یا دروازه برای ورود به یا خروج از محلی» است.

مثال اول از نهمین معنی این لغت انگلیسی

the way in

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«راه ورود [به فلان جا / به فلان محل]»

مثال دوم از نهمین معنی این لغت انگلیسی

the way out

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«راه خروج [از فلان جا / از فلان محل]»

مثال سوم از نهمین معنی این لغت انگلیسی

They escaped out the back way.

مفهوم و معنی فارسی روان این عبارت انگلیسی:

«(آن ها) از در پشتی / عقبی فرار کردند.»

دهمین معنی لغت انگلیسی way

معنی دهم کلمه / لغت انگلیسی way «فاصله مکانی بین دو نقطه» یا «دوره زمانی بین دو تاریخ یا دو رویداد تاریخی» است. کلمه way در این معنی خود، مفرد است ولی در صحبت ها و نوشته های غیر رسمی خیلی از وقت ها به صورت جمع (ways) به کار می رود.

مثال اول از دهمین معنی این لغت انگلیسی

A little way up on the left is the Museum of Modern Art.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(یک) کم / کمی بالاتر / جلوتر در سمت چپ موزه هنرهای معاصر قرار دارد / است.»

مثال دوم از دهمین معنی این لغت انگلیسی

September was a long way off.

مفهوم و معنی فارسی جمله این عبارت انگلیسی:

«[ماه] سپتامبر خیلی وقت دیگر می آمد.» یا «[ماه] سپتامبر خیلی وقت دیگر بود / خیلی فاصله زمانی زیادی داشت.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری که همین مفهوم را برسانند.

مثال سوم از دهمین معنی این لغت انگلیسی

The area’s steel industry still has a way to go to full maturity.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«صنعت فولاد این منطقه هنوز باید راه رسیدن به تکامل درست و حسابی را طی کند.» یا «صنعت فولاد این منطقه هنوز با تکامل درست و حسابی فاصله دارد.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری که همین مفهوم را برسانند.

 

مثال چهارم از دهمین معنی این لغت انگلیسی

You came all this way to see us?

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(تو / شما) این همه راه را برای دیدن ما آمدی / آمدید؟» یا «(تو / شما) این همه راه را آمدی / آمدید که ما را ببینی / ببینید؟» یا «(تو / شما) راه به این طولانی ای را آمدی / آمدید که ما را ببینی / ببینید؟»

مثال پنجم از دهمین معنی این لغت انگلیسی

We still have a ways to go. (این جمله غیر رسمی است)

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(ما) هنوز راهی / راه هایی داریم که برویم.» یا جمله ها / جملات فارسی دیگری که همین مفهوم را داشته باشند.

یازدهمین معنی لغت انگلیسی way

معنی یازدهم کلمه / لغت انگلیسی way «منطقه یا بخشی از یک کشور و امثال آن» است. کلمه way در این معنای خود، مفرد و غیر رسمی است.

مثال اول از یازدهمین معنی این لغت انگلیسی

I think he lives somewhere over Chicago way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«فکر کنم / فکر می کنم / خیال کنم / خیال می کنم / گمان کنم / گمان می کنم (که) او (اشاره به شخصی مذکر است) جایی / یک جایی نزدیک / در مسیر / در راه شیکاگو زندگی می کند.»

مثال دوم از یازدهمین معنی این لغت انگلیسی

I’ll stop by and see you next time I’m down your way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(من) دفعه دیگر / بار دیگر که نزدیک / در مسیر / در راه [محل زندگی] تو هستم، توقف می کنم / می ایستم و می بینمت / به تو سر می زنم / میایم سراغت.» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری که همین مفهوم را داشته باشند.

دوازدهمین معنی لغت انگلیسی way

معنی دوازدهم کلمه / لغت انگلیسی way «جنبه / بُعد خاصی از چیزی» است. کلمه way در این معنای خود، قابل جمع بستن می باشد.

مثال اول از دوازدهمین معنی این لغت انگلیسی

I have changed in every way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«همه / تمام / کل جنبه های / ابعاد / شئون [زندگی] من تغییر کرده است.» یا «(من) به کل / به کلی / درست و حسابی / اساسی عوض شده ام / زندگیم عوض شده است / زندگیم تغییر کرده است.» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری که همین مفهوم را برساند.

مثال دوم از دوازدهمین معنی این لغت انگلیسی

It’s been quite a day, one way and another.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«عجب روزی بود [امروز] از چند بعد / از چندین بعد / به چند دلیل / به چندین دلیل!» یا «امروز چه / عجب روزی بود! به هزار دلیل / از هزار جهت!» یا هر نوع جمله فارسی روان دیگری که همین مفهوم را در ذهن خواننده یا شنونده ایجاد کند.

سیزدهمین معنی لغت انگلیسی way

معنی سیزدهم کلمه / لغت انگلیسی way «حالت یا وضعیت خاصی» است. کلمه way در این معنای خود، مفرد است.

مثال اول از سیزدهمین معنی این لغت انگلیسی

The economy’s in a bad way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«اقتصاد وضعیت / وضع بدی دارد / در وضعیت / وضع بدی است.» یا جمله ها / جملات فارسی دیگری که همین مفهوم و معنی را داشته باشند.

مثال دوم از سیزدهمین معنی این لغت انگلیسی

I don’t know how we’re going to manage, the way things are.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«نمی دانم چطور / چطوری / چه جور / چه جوری می خواهیم / تصمیم داریم از پس [رتق و فتق امور / درست کردن کارها / حل کردن مشکلات] بر بیاییم این طوری / جوری / وضعیتی که آن ها (یعنی «کارها / امور / مسائل / مشکلات و غیره») هستند!» یا جمله ها / جملات فارسی دیگری که همین معنی را بدهند.

اصطلاح های / اصطلاحات انگلیسی یا idioms (بخوانید «ایدییِمز») با کلمه / لغت way:

across the way

معنی اصطلاح انگلیسی across the way

معنی اصطلاح انگلیسی across the way  «در آن طرف / در طرف دیگر خیابان، جاده و امثال این ها» است.

مثالی از اصطلاح across the way

Music blared from the open window of the house across the way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«[صدای] قیل و قال / ناهنجار / سرسام آور / اعصاب خرد کن / دیوانه کننده موسیقی / موزیک از پنجره باز خانه آن طرف خیابان / آن طرف جاده / آن طرف کوچه می آمد / آمد!» یا «[صدای بلند] موسیقی که داشت از پنجره باز خانه آن طرف جاده / آن طرف خیابان / آن طرف کوچه / آن طرف راه می آمد، [واقعاً] آدم را دیوانه می کرد / قیل و قال می کرد / صدای ناهنجاری بود / صدای اعصاب خردکنی بود!» یا هر گونه جمله فارسی روان دیگری که همین مفهوم و معنی را برسانند.


all the way

معنی اصطلاح انگلیسی all the way

عبارت انگلیسی all the way  دو معنی دارد:

۱) معنی اول این عبارت که به صورت the whole way  هم نوشته و گفته می شود، معنای «در تمام طول مسیر / سفر / مسافرت و امثال آن» یا «در تمام طول زمانی / مدت / دوره چیزی» می دهد.

مثالی از اولین معنی اصطلاح انگلیسی all the way (یا “the whole way”)

She didn’t speak a word to me all the way back home.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«او (اشاره به شخص مؤنثی است)، در تمام طول مسیر / در تمام راه برگشت به خانه، یک کلمه / کلمه ای / یک لغت هم با من حرف نزد / صحبت نکرد.» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری که همین معنی و مفهوم را به شنونده / خواننده جمله برسانند.

۲) و اما، معنی دوم اصطلاح all the way  «کاملاً / تماماً / کلاً / به کلی / تمام و کمال و عبارت هایی با این معنی» یا «هر چه قدر لازم باشد برای اینکه آدم / یک شخص خاص به هدف مورد نظر خود برسد» است.

مثال اول از دومین معنی اصطلاح انگلیسی all the way 

I’m fighting him all the way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(من) دارم درست و حسابی / تمام و کمال / کاملاً / کلاً / تماماً / هر چه قدر که لازم باشد / تا حدی که بتوانم با او (اشاره به شخص مذکری است)، دعوا می کنم / مقابله می کنم / می جنگم / مبارزه می کنم.» یا «(من) تصمیم دارم / قصدم این است که / تصمیم گرفته ام که / قرار است که / از حالا درست و حسابی / تمام و کمال / کاملاً / کلاً / تماماً / هر چه قدر که لازم باشد / تا حدی که بتوانم با او (اشاره به شخص مذکری است)، دعوا کنم / مقابله کنم / بجنگم / مبارزه کنم.» یا طبق معمولی که این نکته را تذکر می دهم، هر جمله روان فارسی دیگری که بتوانید بنویسید یا بگویید که همین معنا و مفهوم را کامل و بی کم و کاست برساند.

مثال دوم از دومین معنی اصطلاح انگلیسی all the way

You can feel that the audience is with her all the way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«[واقعاً] حس می کنی / احساس می کنی که مخاطب (او) / خواننده مطالب (او) / شنونده حرف های (او) / مخاطبان (او) / خوانندگان مطالب (او) / شنوندگان صحبت های (او) دائم / دائماً / در تمام طول برنامه / در تمام بخش های کتاب / در سراسر اجرای او [در نمایش، موسیقی و شبیه این ها] با او (اشاره به شخص مؤنثی است) همراه است / او را دارد همراهی می کند / گوشش به حرف های او است / چشمش دنبال خواندن مطالب او است / لحظه به لحظه با او همراه است / ارتباطش را با او حفظ می کند / ارتباطش با او قطع نمی شود.» یا «[واقعاً] آدم / شخص حس می کند (که) / احساس می کند (که) مخاطب (او) / خواننده مطالب (او) / شنونده حرف های (او) / مخاطبان (او) / خوانندگان مطالب (او) / شنوندگان صحبت های (او) دائم / دائماً / در تمام طول برنامه / در تمام بخش های کتاب / در سراسر اجرای او [در نمایش، موسیقی و شبیه این ها] با او (اشاره به شخص مؤنثی است) همراه است / او را دارد همراهی می کند / گوشش به حرف های او است / چشمش دنبال خواندن مطالب او است / لحظه به لحظه با او همراه است / ارتباطش را با او حفظ می کند / ارتباطش با او قطع نمی شود.» یا همانطوری که در مورد همه مثال های دیگر می گویم، هر جمله روان فارسی ای که بتوانید بنویسید یا بگویید که همین مفهوم را برساند.


(that’s/it’s) always the way

معنی اصطلاح انگلیسی (that’s/it’s) always the way

عبارت انگلیسی (that’s/it’s) always the way  یعنی همان که خودمان در زبان فارسی می گوییم «همیشه همین طور است» یا «همیشه همین طور بوده است» یا «همیشه روال کار همین طور بوده است» یا عبارت های فارسی دیگری که این معنا را دارند. معمولاً هم این عبارت / اصطلاح در زمانی به کار می رود که کاری انجام شده است و ما خوشمان نیامده است و می گوییم «اه، دوباره این جوری شد!». متأسفانه برای این اصطلاح انگلیسی مثالی در منابع من ذکر نشده است و من هم معمولاً اکراه دارم که از خودم مثالی بنویسم چون اگر کوچک ترین اشتباهی را به صورت کاملاً ناخواسته مرتکب شوم، شما مطلبی را به اشتباه یاد خواهید گرفت و من بسیار مواظبم و احساس وظیفه می کنم که بهترین مطالب را در اختیار شما عزیزان قرار دهم.


any way you slice it

معنی اصطلاح انگلیسی any way you slice it

عبارت انگلیسی (that’s/it’s) always the way  یعنی «هر طور / هر طوری / هر جور / هر جوری که به شرایط موجود / وضع موجود / وضعیت موجود نگاه کنی» یا «هر طور / هر طوری / هر جور / هر جوری که شرایط فعلی / وضعیت فعلی / وضع فعلی را در نظر بگیری» یا عبارت های فارسی دیگری با همین مفهوم. این عبارت / اصطلاح انگلیسی غیر رسمی است.


be / be born / be made that way

معنی اصطلاح انگلیسی be / be born / be made that way

عبارت انگلیسی be / be born / be made that way
  که در مورد افراد / اشخاص به کار می رود، یعنی اینکه «کسی به طرز / نوع / روش / شیوه خاصی رفتار کند یا کارها را به صورت خاصی انجام دهد به خاطر اینکه شخصیتش این طوری است» یا به قول خودمان که ممکن است بعضی وقت ها بگوییم «من همینم که هستم!» یا عبارت های فارسی روان دیگری با همین مفهوم.

مثالی از اصطلاح انگلیسی be/ be born / be made that way

It’s not he’s fault he’s so pompous—he was born that way.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«تقصیر او (اشاره به شخص مذکری است) نیست که این قدر متکبر / خودبین / خودپسند / قلنبه گو / پرافاده / مطنطن / مغلق است ــ ذاتش همین است / این طوری به دنیا آمده است / ذاتش همین طور است.» یا جمله های روان فارسی دیگری مانند این.


be (all) downhill یا be downhill all the way

همین طور که می بینید، این عبارت / اصطلاح انگلیسی، دو صورت مختلف دارد و عبارتی / اصطلاحی غیر رسمی است.

معنی اول اصطلاح انگلیسی be (all) downhill / be downhill all the way

اولین معنی عبارت / اصطلاح انگلیسی be (all) downhill / be downhill all the way  این است که چیزی یا کاری «آسان تر از چیزی / کاری که قبلاً انجام شده است» باشد.

مثالی از معنی اول اصطلاح انگلیسی be (all) downhill / be downhill all the way

It‘s all downhill from here. We’ll soon be finished.

مفهوم و معنی فارسی روان این دو جمله انگلیسی:

«از اینجا (به بعد) همه اش آسان / آسان تر است. کار ما (خیلی) زود تمام می شود / کار ما (خیلی)‌ زود تمام خواهد شد / (ما) کارمان را خیلی زود تمام می کنیم / (ما) کارمان را خیلی زود تمام خواهیم کرد.» یا جملات / جمله های فارسی روان دیگری شبیه به این.

معنی دوم اصطلاح انگلیسی be (all) downhill / be downhill all the way

دومین معنی عبارت / اصطلاح انگلیسی be (all) downhill / be downhill all the way  این است که «چیزی بدتر شود / پسرفت کند / به قهقرا برود/ تحلیل برود» یا در مورد اشخاص اینکه «موفقیت / خوشبختی / کامیابی شخص کمتر شود (و البته کمتر شدن چیزهای دیگری که باعث شده شخص احساس رضایت و خوشحالی کند».

مثال اول از دومین معنی اصطلاح انگلیسی be (all) downhill / be downhill all the way

It‘s been all downhill for his career since then, with four defeats in five games.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«از آن وقت / از آن موقع / از آن به بعد / از آن وقت به بعد همه اش شکست در شغل او (اشاره به شخص مذکری است) بوده است که در چهار بازی از پنج بازی شکست خورده است / باخته است / بازنده شده است.» یا «از آن وقت / از آن موقع / از آن به بعد / از آن وقت به بعد همه اش در شغلش شکست خورده است [یعنی] در چهار بازی از پنج بازی شکست خورده است / باخته است / بازنده شده است.» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری شبیه این ها.

مثال دوم از دومین معنی اصطلاح انگلیسی be (all) downhill / be downhill all the way

I started work as a journalist and it was downhill all the way for my health.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«(من)‌ کار روزنامه نگاری را شروع کردم و (این کار) همه اش برای سلامتی من مضر / مخرب بود.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری که همین مفهوم را بی کم و کاست برساند.


be set in your ways:

معنی اصطلاح انگلیسی be set in your ways

این عبارت انگلیسی یعنی اینکه «کسی این قدر / آن قدر / مدت زمان زیادی / مدت زمانی طولانی عادت ها یا عقایدی داشته است که دیگر نمی خواهد (یا نمی تواند) آن عادت ها یا عقاید را تغییر بدهد.» باز هم لازم می دانم مانند کلمه های قبلی در اینجا هم این نکته را یادآور شوم که در زبان انگلیسی در بسیاری از موارد وقتی در جمله ای یا گفته یا نوشته ای ضمیر you یا همانندهای آن مثل your را به کار می برند، منظورشان «تو» یا «شما» نیست بلکه «انسان»، «آدم» یا «بشر» به طور کلی است. ضمناً این اصطلاح هم می تواند برای اشخاص مختلف به صورت های
be set in my ways

be set in your ways

be set in his ways

be set in her ways

be set in its ways

be set in our ways

be set in their ways
صرف شود و به کار برود.


be well on the way to something / be well on the way to doing something:

معنی اصطلاح انگلیسی be well on the way to something / be well on the way to doing something

معنی این اصطلاح انگلیسی این است که «مقدار / درصد / قسمت بزرگتر یا بیشتر کاری را انجام داده باشیم و آن کار در حال تمام شدن / رو به اتمام باشد یا اینکه در حال رسیدن به هدفی که از انجام آن کار داریم باشیم.» لازم به ذکر است که این اصطلاح انگلیسی نه تنها در مورد کارهایی که ارادی هستند و انجام دادن یا انجام ندادنشان در اختیار خودمان است، به کار می رود بلکه در مورد کارهای غیر ارادی هم به کار می رود.

مثال اول از اصطلاح انگلیسی be well on something / be well on doing something

She is on the way to recovery.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«او (اشاره به شخص مؤنثی است) تقریباً دارد خوب می شود / دارد شفا می یابد / دارد بیماریش درمان می یابد.» یا «.بیماری او به زودی / خیلی زود / یکی دو روز دیگر درمان می شود / شفا می یابد» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری که همین مفهوم را برسانند.

مثال دوم از اصطلاح انگلیسی be well on something / be well on doing something

He is well on the way to establishing himself among the top ten players in the world.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«او (اشاره به شخص مذکری است) فاصله بسیار کمی تا قرار گرفتن در میان ده بازیکن برتر دنیا دارد.» یا «او فاصله چندانی با قرار گرفتن در میان ده بازیکن برتر دنیا ندارد.» یا «او می رود که خودش را / خود را در میان ده بازیکن برتر دنیا قرار دهد.» یا «او خیلی زود خودش را / خود را در میان ده بازیکن برتر دنیا قرار خواهد داد.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری شبیه این ها.


by the way / by the by / by the bye:

معنی اصطلاح انگلیسی by the way / by the by / by the bye

معنی به کار بردن این اصطلاح انگلیسی که اصطلاحی غیر رسمی است این است که می خواهیم صحبت را از موضوعی که در حال صحبت کردن در مورد آن هستیم به موضوع دیگری تغییر دهیم (یعنی به قول معروف «بحث را عوض کنیم»). در واقع، این اصطلاح انگلیسی معنی همان «راستی …» را می دهد که وقتی داریم صحبت می کنیم و چیزی یادمان می آید که می خواهیم به طرف مقابل بگوییم، به کار می بریم.

مثال اول از اصطلاح انگلیسی by the way / by the by / by the bye

By the way, I found that book you were looking for.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«راستی، آن کتابی را که دنبالش می گشتی، پیدا کردم.» یا جمله ها / جملات فارسی روان دیگری مانند این که همین مفهوم را داشته باشند.

مثال دوم از اصطلاح انگلیسی by the way / by the by / by the bye

What time is it, by the way?

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«ساعت چند است راستی؟» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری شبیه این که همین معنا و مفهوم را داشته باشند.

مثال سوم از اصطلاح انگلیسی by the way / by the by / by the bye

Oh, by the way, if you see Jackie, tell her I’ll call her tonight.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

«اِ راستی، اگر جکی را دیدی، به او بگو که امشب به او زنگ خواهم زد / زنگ می زنم.» یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری شبیه این که همین معنا و مفهوم را داشته باشند.


by way of something:

معنی اصطلاح انگلیسی by way of something

معنی این اصطلاح انگلیسی «از طریق / راه چیزی» یا «از طریق / راه جایی» است.

مثال اول از اصطلاح انگلیسی by way of something

The artist recently arrived in Paris from Bulgaria by way of Vienna.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

(این / آن) هنرمند تازگی / تازگی ها / اخیراً / همین چند وقته از [کشور] بلغارستان از طریق / از راه [شهر] وین به [شهر] پاریس آمده است / وارد شده است / آمد / وارد شد.

مثال دوم از اصطلاح انگلیسی by way of something

She came to TV by way of drama school.

مفهوم و معنی فارسی روان این جمله انگلیسی:

او (اشاره به شخص مؤنثی است) از / از طریق / از راه مدرسه نمایش / تئاتر به تلویزیون آمد / راه یافت. (یا جمله های / جملات فارسی روان دیگری که همین معنی و مفهوم را داشته باشند)