منقوش کردن / نقش دار کردن / نقش ایجاد کردن به انگلیسی

برای دانلود فایل ها حتماً از نرم افزارهای دانلود منیجر استفاده فرمایید.

pattern (فعل / verb)

توجه: این معنی از این کلمه معمولاً بیشتر در نوشتار به کار می رود تا گفتار.

تلفظ این کلمه با لهجه آمریکایی / آمریکن:


دانلود

تلفظ این کلمه با لهجه بریتیش / بریتانیایی:


دانلود

مثال ها و نحوه کاربرد:

Frost patterned the window.

ترجمه این جمله به زبان روان فارسی:

یخ / یخ زدگی پنجره را منقوش کرده بود / نقش دار کرده بود.
یا
یخ / یخ زدگی پنجره را منقوش کرد / نقش دار کرد.
یا
یخ / یخ زدگی روی پنجره نقش ایجاد کرد / نقش ایجاد کرده بود.

توجه: اینکه بگوییم «منقوش کرده بود» یا «منقوش کرد» بستگی به زمان فعل متنی دارد که این جمله در آن به کار رفته است.

a landscape patterned by vineyards

ترجمه این عبارت به زبان روان فارسی:

منظره ای منقوش / نقش دار شده به / با تاکستان ها